احمد مجد الاسلام كرمانى

265

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

باشيم اما در تحت قوانين مخصوصه كه هم شرف سلطنت را داشته باشد و هم حكومت مليه صادق آيد [ سيرهء پيامبران و اوصياء در باب حكومت ] و بر هر تقدير عنوان سلطنت و ترتيب حكومت و تشكيل دولت راجع بامور معاشيه است و ابدا مربوط بامور معاديه نيست و هيچ پيغمبرى خواه از انبياء عظام الو العزم و خواه غير اولو العزم در امور معاشيه امت خود تصرفى نفرموده و فرضا كه پارهء فرمايشات راجع بامور معاشيه فرموده باشد من باب تقرير و امضاء است نه وضع و تأسيس و يا از قبيل احكام و اوامر ارشادى است نه تكليف ، توضيح آنكه احكام و ارقام و فرمايشات انبياء عظام و اوصياء گرام بر دو قسم است يا تشريعى و وضعى تكليفى است و يا ارشادى . قسم اول عبارت است از احكامى كه راجع بيكى از احكام خمسه تكليفيه كه آنها را شمرديم و مجددا هم ميشماريم وجوب و حرمت و استحباب و كراهت و اباحه و البته فراموش نشده است كه ترتيب اين احكام ممكن نخواهد بود جز بر افعال مكلفين آن‌چنان افعالى كه مربوط بامور ديانت باشد و در اين مرحله پيغمبر اولوالعزم از جانب خداوند و بامر خداوند جعل احكام ميفرمايد مثلا زنا را حرام و نماز را واجب و قتل نفس حرام و قصاص را واجب ميفرمايد و هكذا نسبت بساير احكام خمسه كه هرچه در اين مواد از پيغمبر ناشى شود عنوانش جعل احكام و وضع و تأسيس تكاليف است ، اما آنچه راجع بامور معاشيه بفرمايد از قبيل تقرير و امضاء است يا از قبيل ارشاد مثلا ميفرمايد عسل بسيار چيز خوبى است البته بخوريد خربزه براى سلامت مزاج نافع است بخوريد سير و پياز مضر است نخوريد و هكذا امثال اين گونه احكام كه ربطى بامور ديانت و معاد ندارد اين قسم فرمايشات را اگرچه بضميمه امر و نهى هم صادر شده باشد فقهاء اسلام اوامر ارشادى مينامند نه تكليفى و فرقش با اوامر تكليفى اين است كه در اوامر و نواهى تكليفى ثواب و عقاب هست و نسبت باطاعت‌كننده اجر و ثواب مخصوص